خرید بک لینک
تو مبادا به فکر من باشی فکر کردن به من غم‌انگیز است کاش مى‌شد که حرف‌هایم راروبروى تو، مو به مو بزنمتا که آزرده‌خاطرت نکنمباز باید به شعر رو بزنمشعر، دنیاى کوچکى که در آنتو براى همیشه مال منىمن، جواب سکوت مبهم توو تو زیباترین سوال منىوَهم زیباى من سلام، کمىبنشین باز پاى صحبت منبنشین دردِ دل کنم با توحامى روزهاى غربت منبنشین، شعر تازه دم کردمباز هم تشنه‌ى شنیدن باشروى یک قله رو به آغوشمباش و آماده‌ى پریدن باشتو در آغوش من؟ چه رویایىحیف در شعر واقعیت نیستعاقبت در مجاز مى‌میرمبودنت حیف بى‌نهایت نیسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 18:35

کاش مىشد که حرفهایم راروبروى تو، مو به مو بزنمتا که آزردهخاطرت نکنمباز باید به شعر رو بزنمشعر، دنیاى کوچکى که در آنتو براى همیشه مال منىمن، جواب سکوت مبهم توو تو زیباترین سوال منىوَهم زیباى من سلام، کمىبنشین باز پاى صحبت منبنشین دردِ دل کنم با توحامى روزهاى غربت منبنشین، شعر تازه دم کردمباز هم تشنهى شنیدن باشروى یک قله رو به آغوشمباش و آمادهى پریدن باشتو در آغوش من؟ چه رویایىحیف در شعر واقعیت نیستعاقبت در مجاز مىمیرمبودنت حیف بىنهایت نیستدر کنار منى و تصویرتدر دل استکان نمىافتدچای خود را بنوش عزیز دلمحرف من از دهان نمىافتدهمهی من براى تو، تو بخندترکمنچاى عهد ننگینیستعاه از سرزمین رفته، دلمعاه با عین آه سنگینى استضربهاى سخت زد به احساسمعشق، با اینکه حسن نیت داشترفتى و بعد رفتنت گفتمآه پس مرگ هم حقیقت داشتعشق یک واژه است بعد از توخانهام از سکوت لبریز استتو مبادا به فکر'>فکر من باشىفکر کردن به من غمانگیز استخوب شد نیستى ببینى کهدوستدارت هنوز هم تنهاستاو که تکرار مىکند با خوداشک، تنها سلاح بىکسهاستمردهایى که خوب مىبینندمثل من از بقیه پیرترندخاطرههاى کمترى دارندمردهایى که سر به زیرترندوهم من، بیش از این نمىخواهمعلت بغض و هقهقات باشمتو براى خودت کسى هستىمن نباید که عاشقت باشمگرچه لبخند میزنى، بر عکسسرد و بىاشتیاق مىافتىلنگ پیچیدگیست فعلِ شدنساده باش، اتفاق مىافتىسیدتقی سیدی حوالی: عشق, واقعیت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: جمعه 13 خرداد 1401 ساعت: 1:25

پدیده عجیبی است عاشق شدن، اصلاً چه معنی میدهد در هزاره سوم عاشق شد؟ اساساً عشق چیست؟عشق شاید سالهای سال دزدکی نگاه کردن باشد یا شاید عشق روزی جرئتی در عاشق بسازد و او بگوید که عاشق است.ولی معشوق از روز ازل تا شام ابد ناز میکند، پس میزند و حتی دیداری را هم از عاشق دریغ میکند.دریغ... «من و تو پنجرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:54

من گوش استماع ندارم، لمن تقول؟بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول|•|من گوش استماع ندارم لمن یقولتا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق|•|جایی دلم برفت که حیران شود عقولآخر نه دل به دل رود انصاف من بده|•|چون است من به وصل تو مشتاق و تو ملولیک دم نمیرود که نه در خاطری ولیک|•| بسیار فرق باشد از اندیشه تا وصولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:54

پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدارجواب دادی و گفتی که من خوشم بی توسعدی پن۱:توصیههای معنوی، مذهبی برای رشد و تعالی و کاسبیهای روانشناسی انگیزشی را از یک جنس میبینم در همهی آنها رنجکشیدن طبیعی جلوه داده میشود و حتی گاهی حق ماست، چون یا گناهکار بودهایم یا خودمان نخواستهایم و در نهایت به اندازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:54

شتر از خانه رفت سمت کویرشیر غرّید گوشهی تصویرگرگ غرّید در ادامهی شیربعد روباه داد زد: تکبیر!جفتگیری گوسفند و الاغگربه دنبال موش رفت یواشببر مشروب خورد با اوباشکوسه در فکرِ کرمِ دندانهاشبز به روباهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: جمعه 21 آذر 1399 ساعت: 12:36

چقدر مطلب این نیلوبلاگجا خوب مانده، بعد از چند ماه یا بهتر بگویم چند سال هنوز همانطوریست که باید باشد. ساده، بیآلایش و بدون اضطراب خواننده و دنبال کننده حتی قالب آن هم سالم مانده است تنها چیزی که خودم ساختهام اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: جمعه 21 آذر 1399 ساعت: 12:36

باید مراقب بود مطلب شکست نیلوبلاگنیها میشکنند ولی من قوت غالبم شکست است.

+ انتشار یافته در  سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 23:35  توسط احسان جمشیدی   | 

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: جمعه 21 آذر 1399 ساعت: 12:36

زمان نازاست. عجوز دهر این پتیاره، جادوگربه هر در می زند ، اما :« کارش در نمی گیرد ! » کسی این پیر افسون ساز زشت افسانه رادر بر نمی گیرد!*زمان دیگر به مردی راد آبستن نخواهد شدبه زهدانش نخواهد خفت ، تخمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:46

دلا دیدی که خورشید از شب سردچو آتش سر ز خاکستر برآورد زمین و آسمان گلرنگ و گلگونجهان دشت شقایق گشت ازین خون نگر تا این شب خونین سحر کردچه خنجرها که از دلها گذر کرد زهر خون دلی سروی قد افراشتز هر سروی تذروی نغمه برداشت صدای خون در آواز تذرو استدلا این یادگار خون سرو است سایه (هوشنگ ابتهاج) کسی دوست داشت می تواند در کانال تلگرام بنده مطالبی در حوزه ادبیات بخواند به نام تنوع شباهتها و به آدرس زیر برای خودم مطلب انتخاب میکنم و گاهی از خودم مینویسم و به دنبال ازدیاد عضو نیستم. @diversityofsimilarities t.me/diversityofsimilarities + انتشار یافته در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 22:42 توسط احسان جمشیدی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 16:22

از هر آنچه نوشته ای در لیستعدل چیزی که دوست دارم نیست شاکیان زیر جلد، متهمندصف پر است از خزندگان ِدوزیست خفه کن غژغژ ِ ترازو راتا تمرکز کنم عدالت چیست لای پرونده ی مصیبت رااو که امضا نکرده باشد کیست؟ عمر ِ سنگ است عمر ظالم هاظلم یک رشته کوه ِ تاریخی ست۳/۶/۹۴مریم جعفری آذرمانی-راویه پ ن۱: اگر ماشاءالله یادتان می رود بگویید همین اول.بعد این عکس را نگاه کنید و روحتان را تازه کنید(خواهرزاده ام هست New Version نی نی رقیه عشق این بنده که به مژگان سیه هزار رخنه کرده در دینم و عکس هم در روز اول سال گرفته شده است.) حوالی: شعر, روزنوشت, مریم جعفری آذرمانی, احسان جمشیدی + انتشار یافته در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 3:15 توسط احسانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 0:28

نوای همدلی را گرچه سردادند بعضیهاولی با کجرویی دنبال ایرادند بعضیهااگر از من بپرسی بین اینها فرق بسیارستپی دادند بعضیها و بیدادند بعضیهاچنان بالای محفل باد در غبغب می اندازندکه انگار از دماغ فیل افتادند بعضیهابنابر مصلحت تغییر موضع هایشان عالیستو در تشخیص سمت باد استادند بعضیهاخیالی نیست گر دنیای ما را آب با خود بردمیان خواب شیرین مثل فرهادند بعضیهاگروهی از فلاکت در جهنم دره میخوابادامه مطلب

برچسب: برای,جلوگیری,تارنما,گاهی,بروزرسانی,لازم, نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 12:17

شرمی است در نگاه من؛ اما هراس نهکم صحبتم میان شما، کم حواس نه چیزی شنیده ام که مهم نیست رفتن ات!درخواست می کنم نروی، التماس نهاز بی ستارگی ست دلم آسمانی استمن عابری «فلک» زده ام، آس و پاس نه من می روم تو باز می آیی مسیر مابا هم موازی است ولیکن مماس نه پیچیده روزگار ِ تو، از دور واضح استاز عشق خسته مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 11:09

ما ک. خلیم حوصله شرح قصه نیست! توضیحات: خیلی جدی این را وسط بحث به بنده خدایی گفتم. الان کمی پشیمانم ولی خیلی جا داشت که گفتم.ما خیلی آدم مأخوذ به حیا و دارای عفت کلامی بودیم ولی از وقتی استادی که به اخلاق ، دین و ... شناخته می شد و دوستانی که از لحاظ سیاسی هم زلفی به ایشان گره زده بودند با کلید واژادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 11:09

اینستاگرام پدیده مرموزی ست.نمی دانم دقیقا چرا از واژه مرموز استفاده کردم ولی احساس می کنم بهترین واژه برای بیان مفهوم مورد نظرم است.برای پدیده هایی که اصلا جنبه شادی آوری ندارد جشن بگیری شاد شوی یا خودت را به شاد بودن بزنی بعد خوراک صفحه ات را جور کنی.مثلا جشن گرفتن شروع به بیگاری کشیده شدن (اینترنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 11:09

صفحه بندی